![]() |
![]() |
|
|
خدايا دارم با خودم ميجنگم . چطوري ؟؟!! خوب معلومه : خودم با خودم
دارم خودمو از بين ميبرم كه خودمو به دست بيارم . دارم خودمو دور ميندازم كه خودمو پيدا كنم . خداي من خودت بهتر ميدوني كه من هروقت كه يكم بهم فشار اومده بود اين گناه زشتو انجام داده بودم و اصلا هم از از اين كه داري منو ميبني شرم نكرده بودم . ولي الان 6 روزه كه شروع كردم كه ترك كنم و تا الان كه به لطف تو دوام اوردم و اميدوارم تا اخرش لطف و عنايتت شامل حالم بشه و بتونم خود واقعيمو پيدا كنم . ولي خدايا خودت ميدوني كه اين چند روز چقدر به من سخت گذشته و چقدر لحظاتي بوده كه ميخواستم برم و اين گناهو تكرار كنم ولي تو نذاشتي و منو كمك كردي كه صبر كنم . خدايا تو چقدر خوبي و من ازت غافلم . خدايا از ته دل دوست دارم كه همون خود واقعيم بشم دوباره ، هموني كه هميشه در خونت پيداش ميشد و هر وقت گناهي ميكرد زود توبه ميكرد و استغفار . خدايا كمكم كن كه بتونم واسه زندگيم تصميم درستي بگيرم و تا آخر پاي اين تصميم بمونم . نميخوام ديگه اين قدر سست باشم و زود عقب بكشم . خدايا اگه كمكم كني كه خودمو پيدا كنم و بهت نزديك بشم ، اونوقت ميتونم كه تصميم درستي بگيرم. خدايا نميخوام يه نفر بازيچه من بشه و تو اينو خوب ميدوني كه من چنين نيتي رو ندارم . خدايا دوسش دارم . ولي خودم به دست خودم اسيرم .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 13:0 توسط يه گمشده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 |
|
RSS
|