<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>در طلب يار</title>
<link>http://talabeyar.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 27 May 2009 07:00:04 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>دست نياز</title>
<link>http://talabeyar.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>خدايا سرمو انداختم پايين و شرمسار اومدم در خونت . خدايا از همه جا بريدم و فقط اميدم به توه كه كمكم كني نه هيچكسه ديگه . خدايا كمكم كن تو اين ايام شهادت بي بي دو عالم بتونم خودمو درست كنم و گمشدمو پيدا كنم. خدايا ميدونم اگه ازم رو برگردوني و محلم نذاري من هيچ حقي ندارم چون گناهام اينقدر زيادن كه جاي حرفي نميذاره ،‌ ام خدايا ميدونم تو اينقدر كريمي كه اينكارو نميكني و هيچ بنده اي رو از در خونت نااميد برنمي گردوني . خدايا خوب منم تنها اميدم تويي كه بتونم ادامه زندگي بدم . يا الرحم الراحمين ، تو كه هيچكسي ازت مهربون تر نيست و اين مهربوني پدر و مادر در حق فرزندشون هو در مقابل مهربوني تو مثل قطره است در مقابل دريا . خدايا دستمو بگير كه بهت نياز دارم . ياريم كن بتونم بهترين تصميمو بگيرم و از اون مهمتر ، تا آخر پاي تصميمم بمونم . &lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;http://i32.tinypic.com/v4aq1s.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 27 May 2009 07:00:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=talabeyar&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>talabeyar</dc:creator>
<guid>http://talabeyar.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تلاطم</title>
<link>http://talabeyar.blogfa.com/post-3.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;خدايا با دارم دچار تلاطم و آشفتگي ميشم . خدايا حس ميكنم باز يه جورايي دارم روند نزولي در پيش ميگيرم . ولي خدايا من كه قرارم اين نبود و قرار بود كه كه اين دفعه خودمو درست كنم و رنگ دلمو از كه هم رنگ قالب وبلاگمه به رنگ سفيد در بيارم . ميدونم همچين اه اين آسونيا هم نيست ولي من كه تورو دارم و تو خيلي كريمي و مهربون . تو منو تنها نميذاري و اين منم كه تورو از ياد ميبرم . خدايا حرفم اينه كه نميخوام شرمنده آغامون باشم و در حقش نامردي كنم . كمكم كن بتونم خودمو بالا بكشم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;http://www.codepuppies.com/~ben/photos/scenery/santa_monica_rain.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 25 May 2009 09:06:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=talabeyar&amp;postid=3</comments>
<dc:creator>talabeyar</dc:creator>
<guid>http://talabeyar.blogfa.com/post-3.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گمشده</title>
<link>http://talabeyar.blogfa.com/post-2.aspx</link>
<description>خدايا دارم با خودم ميجنگم . چطوري ؟؟!! خوب معلومه : خودم با خودم &lt;/p&gt;&lt;p&gt;دارم خودمو از بين ميبرم كه خودمو به دست بيارم . دارم خودمو دور ميندازم كه خودمو پيدا كنم .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خداي من خودت بهتر ميدوني كه من هروقت كه يكم بهم فشار اومده بود اين گناه زشتو انجام داده بودم و اصلا هم از از اين كه داري منو ميبني شرم نكرده بودم . ولي الان 6 روزه كه شروع كردم كه ترك كنم و تا الان كه به لطف تو دوام اوردم و اميدوارم تا اخرش لطف و عنايتت شامل حالم بشه و بتونم خود واقعيمو پيدا كنم . ولي خدايا خودت ميدوني كه اين چند روز چقدر به من سخت گذشته و چقدر لحظاتي بوده كه ميخواستم برم و اين گناهو تكرار كنم ولي تو نذاشتي و منو كمك كردي كه صبر كنم . خدايا تو چقدر خوبي و من ازت غافلم . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;خدايا از ته دل دوست دارم كه همون خود واقعيم بشم دوباره ، هموني كه هميشه در خونت پيداش ميشد و هر وقت گناهي ميكرد زود توبه ميكرد و استغفار . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;خدايا كمكم كن كه بتونم واسه زندگيم تصميم درستي بگيرم و تا آخر پاي اين تصميم بمونم . نميخوام ديگه اين قدر سست باشم و زود عقب بكشم . خدايا اگه كمكم كني كه خودمو پيدا كنم و بهت نزديك بشم ، اونوقت ميتونم كه تصميم درستي بگيرم. خدايا نميخوام يه نفر بازيچه من بشه و تو اينو خوب ميدوني كه من چنين نيتي رو ندارم . &lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;خدايا دوسش دارم . ولي خودم به دست خودم اسيرم .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;img height=&quot;551&quot; width=&quot;459&quot; src=&quot;http://baharjavdan.persiangig.ir/image/daryab.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 24 May 2009 09:29:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=talabeyar&amp;postid=2</comments>
<dc:creator>talabeyar</dc:creator>
<guid>http://talabeyar.blogfa.com/post-2.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سلام </title>
<link>http://talabeyar.blogfa.com/post-1.aspx</link>
<description>سلام عزيز دلم &lt;/p&gt;&lt;p&gt;فكر كردم بيام اينجا و واسه دل خودم و حرفايي رو كه اينجا راحت تر ميشه زد رو اينجا بنويسم .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;از خودم و اوضاع احوالم و ماوقعي رو كه داره بر سرم مياد رو اينجا مينويسم و فقط واسه دل خودم مينويسم .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;فقط بدون كه الان دارم با خودم ميجنگم نه با فكر تو . نميدونم چي داره ه سرم مياد و فقط ازت ميخوام واسم دعا كني بتونم خودمو پيدا كنم . فعلا واسه شروع كافيه . خدانگهدار&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; height=&quot;551&quot; width=&quot;712&quot; vspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; src=&quot;http://eshgh-bihamta.persiangig.ir/image/10ygms9.jpg&quot; /&gt; &lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 23 May 2009 17:03:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=talabeyar&amp;postid=1</comments>
<dc:creator>talabeyar</dc:creator>
<guid>http://talabeyar.blogfa.com/post-1.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
